روایت بهمن نامور از «پناهگاه روایی»،به عنوان فضایی امن در میانه بحران و جنگ+فیلم

ایرنا شنبه 09 خرداد 1405 - 12:50
تهران- ایرنا- بهمن نامور مطلق رئیس انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی، درباره مفهوم روایت، نقش آن در زندگی روزمره، جایگاه روایت در تاریخ ایران، از نظریه «پناهگاه روایی»، سخن گفت، فضایی امن در میانه بحران و جنگ، جایی که روایت‌های گذشته و امروز، چون دو ستون به اذهان آشفته پناه می‌دهند.

«ایران ما»، سرزمین خردمندان و دانشوران، سرزمین دانایان و صاحب نظران، در سالی که گذشت، روزهای پرفراز و نشیبی را گذراند، ایران زمین که خاستگاه فرهنگ و جایگاه فرهیختگان است، این روزها سرزمینی پر از سوال است که می‌خواهیم در جست‌وجوی پاسخی فرهنگی برای این سوالات، از ایران و روزگارانی که بر این سرزمین گذشته است با خردمندان گفت‌وگو کنیم و راهی برای بهتر شدن احوال امروز ایران بیابیم.

نخستین مهمان «ایران‌ما»، بهمن نامور مطلق، استاد تمام دانشگاه شهید بهشتی و رئیس انجمن علمی هنر و ادبیات تطبیقی است که بیش از ۲۰ کتاب علمی در حوزه‌های مختلف دارد و کتاب «دیرش روایی»، با تألیف ایشان در سال‌های اخیر به عنوان کتاب سال جمهوری اسلامی برگزیده شده است.

نامور مطلق در این گفت‌وگو از ایران و روایت ایران می‌گوید و نظریه «پناهگاه روایی» را مطرح می‌کند که نظریه‌ای تازه در دانش‌های بینارشته‌ای است.

زندگی در دریایی از واقعیت

در آغاز بفرمایید روایت و روایت‌شناسی چیست؟ و اگر از فضای علمی و دانشگاهی بیرون بیاییم، در کدام بخش از ایران امروز و زندگی روزمره‌ ما جای دارد؟

پیش از آن که به سوال شما پاسخ دهم، باید بگویم اتفاقا ما می‌خواهیم در همان دانشگاه این حرف را بزنیم، یعنی دانشگاه جایی نیست که با جامعه ارتباط نداشته باشد و باید از دانشگاه بیرون بیاییم تا به جامعه برسیم، دانشگاه واقعی دانشگاهی است که در خدمت مردم است با مردم است و به مسائل و مصائب مردم می‌پردازد. دانشگاه متعهد به مردم است و از این جهت نباید میان دانشگاه و جامعه هیچ دیواری وجود داشته باشد، بعضی از کشورهای دنیا، دیوارهای دانشگاه را برداشته‌اند که این ارتباط ملموس‌تر شود.

بنابراین این دوگانه دانشگاه-جامعه که متاسفانه در کشور ما مقداری مرسوم است و دلایل مختلفی هم دارد که باید در جای خودش بررسی شود، دوگانه خیلی خوبی نیست، همانطور که بین دانشگاه و صنعت هست، بین دانشگاه و سیاست هست و غیره.

اگر بخواهم به پرسش شما برگردم روایت در واقع همه جا هست، ما در دریایی از روایت زندگی می‌کنیم و جایی را نمی‌شناسیم که روایت در آن وجود نداشته باشد. انسان موجودی روایی است و همان‌طور که موجودی خردمند (هوموساپینس) و ابزارساز (هوموفابر) است، موجودی روایت‌ساز نیز هست.

تا جایی که ما تاریخ را می‌شناسیم، انسان همیشه با روایت بوده و یکی از دلایلی که انسان توانست خودش را از موجودات زنده متمایز کند، جایی است که توانست روایت‌پردازی کند. وقتی به غارهای باستانی کهن پیشاتاریخی نگاه می‌کنیم، روایت را به صورت تصویری می‌بینیم و بعد کم‌کم روایت‌های کلامی و زبانی هم شروع می‌شود در همان موقع هم روایت‌های زبانی بوده،اما زبان نوشتاری نبوده به خاطر همین انسان پیشاتاریخی اگر می‌خواست کاری کند با روایت انجام می‌داد مثلاً اگر می‌خواست در یک شکار بزرگ شرکت کند اول آن شکار را در دیوار منقش می‌کرد و بعد آن را روایت می‌کرد و حتی برای آن آیین و رسومی را برگزار می‌کرد، سپس به شکار می‌رفت، یعنی روایت قبل از کنش مطرح می‌شد.

00:00
00:00
Download

بیش از هر روایتی «هویت روایی» داریم

روایت کنش را می‌سازد این‌طور نیست که کنش روایت را بسازد هر دو هست اما اصل این است که روایت کنش را می‌سازد و از نظر زمانی، همیشه این گونه بوده و از نظر مکانی هم همه جا بوده است، چون گفتیم انسان یک موجود روایی است و ما هیچ انسانی را نمی‌شناسیم که روایت نداشته باشد و با روایت سر وکار نداشته باشد، مثلاً روایت باعث شد که ما بتوانیم انسان متمدنی شویم چون تا روایت چیزی را نداشته باشیم نمی‌توانیم به آن تبدیل چیز شویم، اگر روایت تمدن را نداشتیم، نمی‌توانستیم متمدن شویم، پس دو وجه دارد یکی در زمانی است، یعنی در طول زمان، هر سندی که ما داریم می‌گوید که انسان روایی بوده و نمی‌توانیم انسانی را متصور شویم که روایت نداشته است و روایی نبوده است، در گذشته روایت‌ها همه کارهای رسانه را انجام می‌دادند، امروز رسانه روایی است، در گذشته ما با داستان‌ها تجربیات را منتقل می‌کردیم، آموزش و پرورش ما داستان‌ها بوده‌اند، همه چیز ما در داستان‌ها بوده است.

هر کاری می‌خواستیم انجام دهیم یا باید به صورت روایت‌های کلامی و اسطوره‌ای انجام می‌دادیم یا به صورت آیین‌هایی نمایشی اصطلاحاً به آن بازنمایی می‌گوییم، آن روایت که در ذهن ما است، یا رویدادی است که در زمان یا به صورت کلامی بوده یا به صورت حرکتی و نمایشی بوده پس بنابراین روایت همیشه هست، همه جا هست و همه ما روایت داریم.

اگر من و شما با هم تفاوتی داریم به خاطر این است که روایت‌هایمان با هم فرق می‌کنند، یعنی آن چیزی که هویت انسان شکل می‌دهد، روایت است. روایت، هویت جامعه، یک ملت و یک کشور شکل می‌‍‌دهد.

به خاطر اینکه روایت ما ایرانی‌ها با روایت به طور مثال آلمانی‌ها تفاوت دارد با همدیگر فرق می‌کنیم، قبل از اینکه فیزیک تفاوت داشته باشد، قبل از اینکه جغرافیا، تفاوت داشته باشد، این نکات در روایت‌سازی موثر بودند اما تفاوت در روایت است، البته اینطور نبوده که روایت از آسمان و ناگهانی بیاید.

اگر ما بتوانیم روایتمان بازسازی کنیم، مردم فرهیخته‌تری می‌شویم، روایت‌ها ما را می‌سازند، پس بنابراین انسان یک موجود روایی است و اگر کسی می‌خواهد تغییر کند، باید روایتش را تغییر دهد. ما چیزی داریم که پل ریکور هم از آن یاد می‌کند و چند نفر دیگر هم از آن تئوری‌پردازی کردند، این نظریه «هویت روایی» نام دارد، ما بیش از هر هویت دیگری، «هویت روایی» داریم.

شما اگر از خودتان یکی روایت خوب بسازید شما خوب خواهید بود، اگر از خودتان یک روایت سرخورده بسازید، افسرده و سرخورده خواهید شد، به خاطر همین روایت در زندگی روزمره ما حضور دارد.

حتی در اقتصاد شما اگر بخواهید چیزی بفروشید اگر روایت خوبی همراه با آن بفروشید، خیلی خوب فروش می‌رود، مثلاً از استوری تلینگ که صحبت می‌شود، در همه بخش‌های زندگی ما حضور دارد، تنها با این تفاوت که بعضی‌ها قدرت روایت را درک کرده‌اند و وقتی در آن زندگی می‌کنند از آن استفاده بهتری هم می‌کنند، بعضی از جوامع توانسته‌اند این کار را انجام دهند از سوی دیگر بعضی از جوامع یا انسان‌ها در روایتی زندگی می‌کنند اما نسبت به آن معرفت ندارند و قدرتش را نمی‌شناسند.

ما یک قدرت سخت و یک قدرت نرم داریم، هر دو این‌ها با هم قدرت ترکیبی می‌شوند که مهم‌ترین عنصر قدرت نرم، روایت است به نظر من قدرت نرم از قدرت سخت مهمتر هم هست چون شما اگر روایت یا قدرت نرم نداشته باشید، قدرت سخت هدفش را گم می‌کند، مثلاً شما اگر روایتی برای به کارگیری نیروها یا به کارگیری اسلحه‌ها یا تجهیزات نداشته باشید، چگونه باید آن را استفاده کنید؟

پس این روایت است که جهت می‌دهد، روایت است که به ما انگیزه می‌دهد و ما می‌توانیم از آن تجهیزات و قدرت سخت هم استفاده کنیم، متاسفانه یکی از مشکلات جامعه ما این است که هنوز با روایت آن‌طور که باید آشنا نیست، از واژه روایت زیاد استفاده می‌شود و متاسفانه همین استفاده بیهوده و پرمصرف از واژه روایت، خود روایت را فرسوده کرده اما آن‌طور که باید تخصصی و عمیق به موضوع بپردازیم، به آن پرداخته نشده است.

این موضوع شاید تقصیر دانشگاه هم نباشد، استفاده از داشته‌های دانشگاه در جامعه ما، چنانچه باید صورت نگرفته است، ما متخصصانی در دانشگاه داریم که بتوانند روایت را کاربردی کنند مثلاً در همین جنگ می‌توانست این کار انجام شود اما کمتر سراغ دانشگاه و پرسش از متخصصان می‌آیند و استفاده کمتری از آنان دارند که دلایل مختلف بروکراتیک دارد.

00:00
00:00
Download

در نظریه‌هایی که در ماه‌های اخیر فکر می‌کنم مطرح کرده بودید نظریه تازه‌ای را با عنوان جذابی مطرح کردید، در موردش توضیح می‌دهید

ما با اتفاقات خیلی بزرگی مواجه شدیم؛ این شوخی نیست، ما در یک سال دو جنگ با یکی از بزرگترین ابرقدرت‌های دنیا داشتیم با یک رژیم تا دندان مسلحی مثل اسرائیل و برخی کشورهای منطقه با آن‌ها همراهی کردند، این اتفاقات خیلی بزرگی است ما در تاریخ ایران کمتر چنین اتفاقاتی داشتیم. چند بار این اتفاق افتاده؛ ما با رومی‌ها، با یونانی‌ها با کشورهای دیگر درگیر بودیم اما در این حد نبوده است. با این امکانات و تکنولوژی وسیع و این نگاه‌های خاصی که وجود دارد اتفاق خیلی بزرگی در کشور رخ داده است.

جنگ همیشه برای کشورهایی که فرهیختگی داشته و به دانش و به علم و به حکمت توجه دارند موجب زایش مجدد و موجب دگرگونی‌های عمیق می‌شود. چون جنگ یک بحران بزرگ و در واقع بحران بحران‌هاست نمی‌شود پس از اتمام آن مثل روز اول بی تفاوت باشیم. اگر کسی بعد از جنگ مثل روز اول باشد، یک ارتجاع است، جنگ باید ما را تغییر دهد، دگرگون و ما را قوی‌تر و مصمم‌تر کند، باید به هدفمندی برسیم کسی که از یک بحران جان سالم به در می‌برد و جامعه‌ای که از بحرانی عبور می‌کند نباید مثل قبل زندگی کرده و باید خیلی متفاوت باشد، در همه دنیا هم تقریباً همین حالت بوده است.

لازم است که قشر دانشگاهی، علمی و فرهیخته را وارد این بحران‌ها کنیم و اجازه دهیم بحران‌ها را از نزدیک لمس و مطالعه کنند، اگر این امکان به وجود بیاید مطمئناً، وقتی از جنگ خارج می‌شویم با ده‌ها نظریه جدید روبه‌رو خواهیم شد؛ نظریه‌هایی که می‌تواند ما را قوی‌تر کند، نظریه‌هایی که می‌تواند، موجب شود این اتفاقات دوباره رخ ندهد و اگر به وقوع پیوست ما قوی‌تر ظاهر شویم.

در این مدت سعی کردم با مسائل مرتبط باشم مثلاً با دوستان هلال احمر مرتبط بودم، با بهزیستی تا حدودی مرتبط بودم، به عنوان یک استاد دانشگاه می‌خواستم ببینم چه اتفاقی در جامعه می‌افتد و مردم ما چه رنج‌هایی می‌برند، سعی کردم که اول یک بیننده و تماشاگر خوب برای این مسائلی که دست کم پیرامون خودم می‌گذرد باشم و بعدش هم آن را تحلیل کنم.

من هم به عنوان یک عضو کوچک آکادمی و دانشگاه روی روایت در مدت متمرکز شدم و جنگ روایت، تروما و روایت و فوبیا و روایت بیشتر جنبه روانشناسی روایی را کار کردم، در روایت شناسی موضوعی به نام «روایت درمانی» داریم؛ همان چیزی که در گذشته‌های دور به نام کاتارسیس وجود داشته و شاخه‌های مختلفی پیدا و رشد کرده و حرف‌های جدید پیرامون آن به وجود آمده است. در این باره به نظریه‌ای بنام «پناهگاه روایی» رسیدم؛ سوال این است که چرا وقتی بحرانی مثل جنگ ایجاد می‌شود ما به روایت‌ها پناه می‌بریم؟ به ویژه به روایت اسطوره‌ای پناه می‌بریم؟ به خاطر اینکه جنگ آشوب مطلق است، جنگ نظم جامعه را بر هم می‌زند، جنگ‌های بزرگ موجب کاوتیک شدن یا آشوبناک شدن جامعه می‌شوند.

شما ببینید در دوره جنگ یک کلاس حضوری نداشتیم، اقتصاد تعطیل بود، مردم مجبور شدند جابه‌جا شوند، عده‌ای به شهرهای دیگر رفتند، از شهرهای خود جابه‌جا شدند این یعنی آشوب، در چنین وضعیتی باید چه کار کرد؟ چرا مردم در این وضعیت به روایت‌ها پناه می‌برند؟

این باعث شکل گرفتن «پناهگاه روایی» شد، چرا مردم در دوره جنگ دوره بحران به یک سری روایت‌های خاص پناه می‌برند؟ اون روایت چه کار می‌کند؟ براساس پناهگاه روایی، جنگ آشوب ایجاد می‌کند، معنا را از زندگی می‌برد، یکی از راه‌هایی که می‌توان دوباره به این آشوب، نظم ذهنی داد، سری روایت‌هایی است که روایت‌های مقاومت هستند. امروز می‌بینیم که چقدر روایت تنگستانی‌ها، تکرار می‌شود، چرا تکرار می‌شود؟ چون می‌خواهیم بگوییم الگوهای روایی و زیستی در شرایط بحران داریم و این موارد کمک می‌کنند که بتوانیم الگویی برای زیستن در شرایط بحران داشته باشیم، پس روایت هم به ما معنا، نظم و تاب آوری و الگوی مواجهه می‌دهد.

ما بحران‌های خیلی بزرگ را تجربه نکردیم اما در گذشته تجربه شده، در روایت‌های اسطوره‌ای ما تجربه شده، در روایت سیاوش تجربه شده، در روایت سهراب تجربه شده، در تراژدی‌های خود ما تجربه شده، در ابعاد خیلی بزرگ، خیلی حزن‌انگیز تجربه شده و بعد در تاریخ هم تجربه شده، این روایت ها به ما کمک می‌کند که بگوییم ما تنها نیستیم.

00:00
00:00
Download

منبع خبر "ایرنا" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.