به گزارش الف در هفتمین روز از جشنواره همه نگاه ها رو به مسقط بود! همزمانی گفتگوهای میان ایران و آمریکا در عمان و اهمیت آن برای مردم ایران همه چیز را و ایضا جشنواره را تحت الشعاع خود قرار داده بود. در زمانی که نخستین فیلم روز هفتم به نمایش گذاشته شد، گفتگوها کماکان ادامه داشت و بسیاری کنجکاو و منتظر بودند تا از نتایج آن خبری بگیرند. این اهمیت بیش از همه ناشی از تمایل مردم برای دور شدن سایه جنگ از سر آنهاست چراکه هنوز زخم هایی که نه تنها در جنگ دوازده روزه بلکه در هشت سال جنگ تحمیلی بر مردم ایران وارد شده، التیام نیافتهاند. ساخت فیلم هایی که در گونه جنگی قرار میگیرند نیز از چنین دغدغههایی حکایت دارند.
فیلمهایی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم به جنگ می پردازند نیز در جشنواره امسال حضوری پررنگ دارند. اگر در سالهای پیش این تنها جنگ تحمیلی هشتساله بود که دستمایه کار فیلمسازان قرار می گرفت، امسال با توجه به پشت سرگذاشتن جنگ 12 روزه ایران و اسراییل بستر بکر و تازه دیگری نیز برای علاقهمندان این گونه سینمایی به وجود آمده بود که در برخی از فیلم ها نشانه های آن را شاهد بودیم.
از جمله اتفاقات جالب روز هفتم انتشار لیست فیلم های برگزیده از نگاه مردم در چهل و چهارمین دوره جشنواره فیلم فجر بود . این لیست 15 فیلمه از میان 31 فیلم حاضر در جشنواره انتخاب شده است یعنی تقریبا از هر دو فیلم یک فیلم به عنوان اثر برگزیده به این لیست راه یافته لیستی که حتی مشخص نیست کدامیک از فیلم ها توانسته نظر مثبت مخاطبان را بیش از دیگر فیلمها جلب کند. اسامی این فیلم ها بدون ترتیب، چنانکه ستاد انتخاب فیلم برگزیده از نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر اعلام کرده، بدین قرار است:. استخر، کارواش، قایق سواری در تهران، حاشیه، نیم شب، زنده شور، سرزمین فرشته ها، کافه سلطان، گیس، غوطه ور، کوچ، پل، اردوبهشت، اسکورت و جانشین، ۱۵ فیلم از مجموع ۳۱ فیلم حاضر در بخش مسابقه برگزیده نگاه تماشاگران جشنواره فیلم فجر هستند.
در هفتمین روز از چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، ۳ فیلم به روی پرده رفتند. نخست فیلم«حاشیه»، به کارگردانی محمد علیزاده فرد، سپس فیلم«پل»، به کارگردانی محمد عسگری و در نهایت فیلم«کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی در پردیس سینمایی ملت به نمایش در آمدند.

در روزهایی که بخش قابل توجهی از مردم جامعه با مشکلات مالی شدید روبرو هستند ساختن فیلمی در این باره میتواند به سادگی همدلی و همراهی مخاطب را برانگیزد البته به شرط اینکه آن فیلم بتواند دغدغه های شخصیت های اصلی فیلم را به شکلی ملموس و پذیرفتنی برای تماشاگر جا بیندازد. حاشیه ساخته محمد علیرضا فرد که به عنوان نخستین فیلم روز هفتم در خانه جشنواره به نمایش درآمد، در این زمینه کم و بیش موفق عمل کرده است این فیلم ماجرای یک خانواده است که به دلیل مشکلات مالی به یکباره مجبور میشود محل زندگی خود را تغییر داده و در حاشیه شهر ساکن شود. این جابجایی مکانی برای خانواده ای که به محیط دیگری تعلق دارد و با مناسبات حاکم بر محله جدید آشنا نیست مسایل جدیدی را نیز به همراه میآورد که مهمترین آنها ناپدید شدن دختر خانواده است. تلاش برای پیدا کردن دختر گم شده از یک سو و همراه شدن شخصیت اصلی با یکی از اهالی محل که او نیز مشکلی مشابه را تجربه کرده است موقعیت دراماتیک جذابی را رقم میزند اما متاسفانه فیلمساز از این وضعیت دراماتیک آنگونه که باید بهره نمیبرد تبدیل شدن آدم های قصه به تیپ به جای آنکه دارای هویتی برآمده از جزییات داستانی فیلم داشته باشند از یک سو و افتادن در دام شعار زدگی از سوی دیگر ظرفیت هایی را که این فیلم به عنوان یک درام اجتماعی جذاب از آن برخوردار بود به هدر میدهد از نکات جالب توجه فیلم دغدغه های شخصیت اصلی فیلم به عنوان یک روحانی است کسی که به دلیل تصور دافعه داشتن لباس روحانیت در بسیاری از موقعیت های داستانی فیلم بدون لباس روحانیت ظاهر میشود.
محمد علیزاده فرد در نشست مطبوعاتی فیلم در پاسخ به این سوال که آیا لباس روحانیت واقعا دافعه دارد؟ و چرا مسجد فیلم تعطیل و متروکه تصویر شده؟ گفت: «بهتر است از روحانیون آمار مساجد تعطیل را در حاشیه بپرسید که آماری شوکهکننده است و درباره لباس هم باید گفت که ای کاش روحانیون به جای پرداختن به مسائل دیگر به رسالت اصلی خود میپرداختند.»
او درباره انتخاب هادی کاظمی برای این نقش گفت: «او جزء گزینههای اول بود به این دلیل که بازیگران کمدی توانمندیهای مختلفی دارند و من فکر کردم آقای کاظمی همانقدر که در کمدی موفق بوده در این نقش هم میتواند موفق باشد و الان هم از این انتخاب راضی هستم.»

«پل»، به کارگردانی محمد عسگری، یکی دیگر از فیلمهای مرتبط با گونه جنگ در جشنواره چهل و چهارم بود. گونه ای که امسال حضور پررنگی در قیاس با چند سال گذشته داشت. محمد عسگری در این فیلم کوشیده به روایت حضور نوجوانان در هشت سال دفاع مقدس بپردازد. «پل» داستان پسر نوجوانی است که برای یافتن برادرش راهی جبهههای جنوب می شود. قرار گرفتن او در چنین فضایی رفته رفته باعث می شود که پسر نوجوان خود را در متن دنیای آدم بزرگ ها بیابد. در چنین شرایطی است که او هنگام رو به رو شدن با یک نوزاد بی سرپرست در منطقه جنگی همانند آدم بزرگها عمل کرده و چون یک مرد فرزندش را از خطر دور می کند. ایده مرکزی فیلم البته چندان تازه نیست، پیش از این نیز نمونه مشابه آن شاهد بودهایم، اما فیلمساز با استفاده از ایده اتفاق افتادن فیلم روی پل شناور خیبر و داشتن نگاهی انسانی به موضوع جنگ در تلاش بوده اثری به دور از کلیشه های رایج در چنین آثاری را ارئه کند. اما به بار ننشستن این ایده ها، بیش از هرچیز حاصل افتادن در دام شعار زدگی معمول چنین آثاری است. کندی ضرب آهنگ فیلم نیز یکی دیگر از مشکلات اصلی آن محسوب می شود که باعث شده «پل» با وجود داشتن برخی بازیگران نام آشنا و توانمند، جذابیت و کششی برای مخاطبان نداشته باشد.
محمد عسگری در نشست خبری این فیلم گفت: «بهنظر من سینمای جنگ فراتر از انفجارها و صحنههای پرهیجان است و آنچه واقعاً اهمیت دارد، پرداخت به انسانیت و درون آدمهاست؛ موضوعی که بسیار سخت است و امیدوارم توانسته باشم به حقیقت آن نزدیک شوم.» او همچنین گفت :« در مطالعاتی که درباره مهندسی جنگ داشتم، به پل شناور خیبر رسیدم که بهعنوان طولانیترین پل شناور نظامی دنیا شناخته میشود. این موضوع جرقهای شد تا بههمراه آقای کریمی به یک ایده اولیه برسیم، اما از همان ابتدا هدف ما پرداختن به اخلاق، انسانیت و نگاه انسانی به جنگ بود؛ اینکه آدمهای ما خونطلب نیستند، بلکه زیر حجم انفجارها هم دوست دارند از زندگی محافظت کنند.»

«کافه سلطان» به کارگردانی مصطفی رزاق کریمی یکی از فیلمهایی بود که به دلیل حضور یکی از زوج های نام آشنای بازیگری سینمای ایران، توجه بسیاری به خود جلب کرده بود، حضور آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفینیا در یک فیلم از این منظر که در سالهای گذشته همواره شایعات ریز و درشتی درباره زندگی خصوصی آنها وجود داشته، می تواند توجه مخاطبان عام را به این فیلم جلب کند. اما باید پذیرفت که فیلم جدا از حضور این دو بازیگر که نقش مهمی در توفیق نسبی آن داشته اند، خود نیز حرفهایی برای گفتن داشته است.
«کافه سلطان» روایتگر زندگی آدمهایی معمولی و ساده در کافهای بینراهی در دل کویر است، جایی که زنی میانسال برای گذران زندگی خود و خانواده اش این کافه را که تنها دارایی آنهاست اداه می کند. اما این زندگی معمولی و یکنواخت یکباره با شروع جنگ ۱۲ روزه با تغییراتی جدی روبه رو می شود. کافه سلطان خلوت، دوباره زنده و پر رفتوآمد میشود؛ مسافران، آوارهها و رهگذران وارد کافه می شوند. آدمهایی که با ورود به این کافه هریک ماجرا و داستانی را به همراه می آورند. برخورداری از چنین ایده ای باعث شده که کافه سلطان سرشار از خرده روایت هایی نسبتا جذاب باشد، اما آنچه جایش خالی است، برخورداری از یک محور کلی است که بتواند این خرده روایت ها را در درون خود جای داده و داستان را به مقصد برساند.
مصطفی رزاق کریمی در نشست مطبوعاتی فیلم درباره ساخت این فیلم گفت: «پس از جنگ ۱۲ روزه پیشنهادهایی برای کار به من شد ولی ترجیح دادم زمان بگذرد تا اینکه متن این کار به دستم رسید و تصمیم گرفتم آن را بسازم و اگر قصه، درباره خانواده و تفاوت نسلها نبود سراغ ساخت آن نمیرفتم.»
او درباره انتخاب محمدرضا شریفینیا و آزیتا حاجیان به عنوان زوج اصلی این فیلم نیز چنین گفت: «ما از ابتدا به این زوج فکر نکرده بودیم و هنرمندان دیگری هم بودند. با توجه به متن خوب، سه کاندیدا برای نقش زن داشتیم ولی در نهایت با نظر کارگردان به خانم حاجیان رسیدیم که البته برای ایشان چالش نقش جذابیت داشت. در اختتامیه جشنواره فیلم شهر هم با آقای شریفینیا صحبت شد و انتخاب نهایی صورت گرفت. البته ترکیب این دو زوج مفهوم دیگری هم داشت و به فیلم ما کمک کرد؛ تا آنجا که امشب بعد از نمایش، یکی از منتقدان قدیمی به من گفت، شریفینیا بازی نکرده بلکه زندگی کرده و به نظرم برای هر دو بازیگر اینطور بوده است.»
نشست مطبوعاتی کافه سلطان از معدود نشستهایی بود که بازیگر اصلی آن در جلسه حاضر شده بود. شریفی نیا در این باره گفت کسانی که در این جشنواره حاضر نشدند، ترسو نبودند بلکه عزادار هستند!