به گزارش مشرق، مسئله فلسطین سالهاست که در کانون توجه مردم جهان قرار دارد؛ گویا رهایی یا تنگتر شدن حلقه محاصره بر روح و جسم مردم کرانه باختری و غزه ارتباط مستقیمی با گسسته شدن زنجیر «غرب متمدن و مدرن» از گردن شهروندان در اقصی نقاط جهان دارد. سینمای فلسطین در این میان ایفاگر نقش مهمی است که میتواند با جلبکردن نگاهها به محصولات خود، زاویه دید مخاطبان جهانی را از روایت مطلوب آمریکاییها، صهیونیستها و اروپاییها تغییر دهد و جای مظلوم و ظالم را منطبق بر آنچه باید باشد نشانهگذاری کند.
اگرچه از نظر سازمان بیخاصیت ملل، فلسطین هنوز بهعنوان یک کشور شناخته نمیشود، اما اهالی این خاک اکنون، میتوانند بهخاطر برخورداری از یک سینمای جهانی -حداقل در بعد جشنوارهای آن- به خود ببالند؛ «دُر غلتان در برابر آبنبات».
ویژگی مشترک این آثار علیرغم تلاش سازندگان آنها برای گسترش بعد زیباییشناسانه آثارشان، بر یک اصل اساسی تکیه دارد: جذب ترحم دیگری از راه بازنمایی دردها و مشکلات مردم فلسطین. در این رویکرد صدای مظلوم در کوتاهترین برد خود موردتوجه جشنوارههای کوچک و بزرگ دنیا قرار میگیرد تا درد و ظلم بزرگتر همچنان از دید مردم دنیا پنهان باقی بماند. این رویکردی است که در دیگر نقاط دنیا نیز همچنان خواهان دارد و مدام بسط و گسترش پیدا میکند.
برای نمونه تغییر و تطبیق جنسیت یا مهمتر از آن همجنسبازی، کانسپتی است که فستیوالهای غربی روی آن حساب ویژهای باز کردهاند و به هر فیلم و فیلمسازی که این مفاهیم را موردنظر قرار دهد، ارزش و اهمیتی در حد خرس و پلنگ طلایی و نقرهای قائل میشوند. ارزش پرداختن به مسئله فلسطین هم از همین جنس است. آنها مبنا و وسعت درد را تغییر، تقلیل و بیاهمیت جلوه میدهند تا در عوض با معرفی چند اسم فلسطینی به هنر سینما، انرژی هنرمند عرب و مسلمان را تخلیه کنند.
در جدیدترین نمونه، «کوثر بن هنیه» تونسی با فیلم پرسروصدای «صدای هند رجب» در مقام نماینده بازنمایی موقعیت و وضعیت مردم دردمند فلسطین و غزه معرفی شده است؛ اثری که از بعد فرم روایی و ایده مرکزی یکی از صریحاللهجهترین فیلمها در مورد مواجهه با شر اعظم یعنی اسرائیل از طرف یک فیلمساز عرب است، ولی از حیث مضمون و تم، نوک پیکان حمله را به سمت صهیونیستها و نظمی که این سیستم را مدیریت میکند، نمیگیرد!
ایدهای درخشان، اجرایی معمولی
اثر جدید کوثر بن هنیه، یعنی «صدای هند رجب»، ریشه محکمی بر خاک واقعیت دارد و از آن بهره میگیرد. متأسفانه حد غیرقابلتصور قساوت صهیونیستها و اربابان آمریکاییشان در تصاویری که این سالها از فلسطین و غزه به سمت چشم مردم جهان مخابره شده بهقدری زیاد و متراکم بوده که در نظر، به مسئلهای عادی و همیشگی بدل شده است. اولین اثر این اتفاق را باید در بیاهمیت شدن نَفس کشتار جستوجو کرد.
بهعبارتدیگر، وقتی مردم از سراسر دنیا به طور پیوسته و مداوم با خاطره تصاویر خبری از مرگومیر فلسطینیان بهوسیله گزارشهای خبری مواجه شوند، دیگر واکنش اولیهشان را در مرتبه هزارم تکرار نخواهند کرد و برای ایشان امور مربوط به غزه و جنایت نتانیاهو و شرکای غربی-عربیاش اثر سابق را نخواهد داشت. بن هنیه با فهم این مسئله، از هوش خود استفاده کرده و بار روایت داستان واقعیاش را بر دوش «باند صوتی» فیلم انداخته است.
داستان واقعی فیلم مربوط به اواخر ژانویه سال ۲۰۲۴ میلادی است؛ جایی که خانوادهای در منطقه «تل الهوا» زیر آتش سنگین ارتش رژیم صهیونی قرار دارند و یکبهیک جان خود را از دست میدهند. در این میان، فقط دختر خردسال خانواده است که از حمله جان سالم به در میبرد و میتواند با تیم هلالاحمر، واقع در کرانه باختری برای نجات جانش ارتباط بگیرد. اپراتور مصمم به فرستادن آمبولانس به منطقه است، اما سرتیم مخالف است، چون باید مراتب را به اطلاع ارتش اسرائیل برساند و موافقت آنها را برای اعزام آمبولانس به نقطه مربوطه جلب کند!
لحن گزارشگونه فیلم، با دوری از نمایش خشونت، تأکید و آکسان خود را روی «صدا» میگذارد. استراتژی و راهبرد کوثر بن هنیه در ترجیح آمبیانس و صدای محیط بر زبان تصویر رویکرد جسورانه این کارگردان را نشان میدهد. او میداند که تأکید بر حجم خشونت صهیونیستها فیلم را از حد گزارشهای خبری فراتر نمیبرد و به همین دلیل ایده را در فرم شنیداری اثر گسترش میدهد. نکته مهم دراینخصوص، عدم تجربه کافی فیلمساز در انتقال این درک زیباییشناسانه انقلابی از متن به اجرا و پرداخت است.
«صدای هند رجب» یک طرح و موقعیت کلی درخشان دارد، اما به دلیل شخصیتپردازی بسیار ضعیف، ارتباط اولیه مخاطب با اثر بهمرور از بین میرود و از تأثیر اولیهاش چیزی جز صدای کودک و موضوع عاطفی آن باقی نمیماند.
روایت در جنبه تصویری آن بهگونهای است که مخاطب بهجای مقصر دانستن ارتش رژیم صهیونی در کشتار پیر و جوان، مسئول امدادگران را به دلیل وفاداریاش به بوروکراسی اداری صلیب سرخ جهانی و ارتش اسرائیل در جایگاه نقش منفی ماجرا، شماتت میکند. انگارنهانگار که جنگی در نتیجه هفتاد و اندی سال اِشغال و ظلم سازمانیافته صورت گرفته و در این میان مقصری جز غرب و نیروی نیابتیاش وجود ندارد! در نتیجه، اگرچه جسارت فیلمساز در انتخاب سوژه واقعی و همینطور پرهیز از سانتیمانتال شدن روایت ستودنی است، اما فیلم در نهایت همان حرفهای کلیشهای و تکراری پیشین در اشاره به درد مردم مظلوم غزه و فلسطین را تکرار میکند.
راهی برای التیام وجدانهای معذب
«صدای هند رجب» اکنون یکی از رقبای جدی فیلم جعفر پناهی برای دریافت اسکار بخش خارجیزبان است؛ حال این فرصت تاریخی اعضای آکادمی و به طور خاص، هالیوود است که برای پاککردن دامان خویش از پرونده اپستین، بیخیالی نسبت به وقوع جنایت جنگی در غزه با همکاری نتانیاهو و ترامپ و همینطور گسترش جنگ نمادین با رئیسجمهور حال حاضر آمریکا، راهی جز اهدای جایزه به کوثر بن هنیه و فیلم قابل احترامش ندارند.
در طرف دیگر، فیلم جعفر پناهی قرار دارد که تا پیشازاین، تعداد زیادی جایزه از جشنها و جشنوارههای سینمایی به دست آورده، اما اهمیت موضوعی که قصد بیانش را دارد بههیچعنوان در حد سوژهای به وسعت مسئله فلسطین و نقش آن در قبولی یا ردشدن نهادهای بینالمللی در باب حقوق بشر و موضوعاتی ازایندست نیست. ازسویدیگر، شعور و درک زیباییشناسانه بن هنیه با «صدای هند رجب» از کلیت کارنامه ناچیز سینمایی یا بهتر است بگوییم «فاندی» جعفر پناهی بیشتر است و همین باعث میشود تا شانسی را در اسکار برای اهدای جایزه به این فیلم قائل شویم.













