به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین ایلنا نوشت: در ماههای اخیر شاهد تولید برنامههای مختلفی در شبکه نمایش خانگی هستیم که تقریباً همه این برنامهها با حضور یک مجری شناختهشده و یک (یا چند) مهمان به شکلی گفتوگو محور جریان دارند و بخشهایی از این برنامهها نیز در فضای مجازی بسیار مورد استقبال قرار میگیرند.
رواج این تولیدات در سالهای گذشته و شیوع بیش از حد آن در ماههای اخیر نکتهای است که میتواند موضوع تحلیل و بررسی باشد. بسیاری از منتقدان دلیل بالا رفتن میزان این تولیدات را خلاء ایجاد شده در روزهای جنگ میدانند، برخی موفقیت این برنامهها و مورد توجه قرار گرفتنشان در فضای مجازی را اصلیترین عامل میدانند و برخی بر این عقیدهاند که رویدادی مثل جام جهانی فوتبال عنوانی است که مورد استفاده این برنامهها قرار گرفته و میتواند موجب بیشتر دیده شدن آنها شود و به همین دلیل تولیدکنندگان آثار به سمت تولید برنامههایی با این موضوع رفتهاند.
منوچهر اکبرلو نویسنده و منتقد سینما، تئاتر و تلویزیون، درباره دلیل تولید بسیار بالای برنامههای گفتوگو محور شبکه نمایش خانگی، اظهار کرد: تولید بسیاری از برنامهها در پلتفرمها بیش از هر چیز به دلیل خلاء وجود آنها در شبکههای تلویزیونی داخلی است. برنامههای موجود در تلویزیون همراه با بسیاری از محدودیتها از حضور زنان گرفته تا موضوعاتی است که میتوان درباره آن صحبت یا شوخی کرد. ساختار اینگونه برنامهها از اساس مربوط میشود به مدیوم تلویزیون و نه پلتفرمها، اما امروز این برنامهها وجود دارند، رواج دارند و رو به افزایش هستند به خاطر اینکه تلویزیون خصوصی وجود ندارد و صداوسیمای کنونی بدون در نظر گرفتن تغییرات زمانه هنوز با ذهنیت چند دهه پیش سیاستگذاری میشود.
اکبرلو خاطرنشان کرد: در خارج از ایران از فضای پلتفرمها برای برنامههای غیرتلویزیونی استفاده میشود، مثلاً پادکستهای صوتی و ویدئویی در فضاهای خانگی و شخصی، که افراد تقریباً به صورت یک نفره موضوعات و بحثهایی که نیاز به تیم کامل فنی و حرفهای ندارد و در یک کلام ارزان قیمت تولید میشوند، را به مخاطب خود ارائه میدهند اما در پلتفرمهای ایرانی تولید برنامهها به طول معمول دقیقاً مانند تلویزیون و با تیم حرفهای انجام میشود؛ یعنی این برنامهها شامل استودیو، دکورهای بزرگ و ساخت و ساز تولید حرفهای تلویزیونی هستند. در یک کلام تولیداتی تلویزیونی هستند که در تلویزیون رسمی اجازه پخش ندارند.
وی افزود: به نظر من، چه برنامههای گفتوگو محور پلتفرمها و چه انبوه سریالهای نمایش خانگی همه در حال پر کردن خلاء آنها در تلویزیون رسمی هستند. الآن اگر کسی بگوید که سریال ایرانی میبیند تقریباً میشود گفت که همه به سریالهای پلتفرمها اشاره خواهند کرد و کمتر کسانی حتی اطلاع دارند که الآن در شبکههای مختلف تلویزیونی چه سریالهایی پخش میشود. البته در همین برنامههای گفتوگو محور فقط قطعاتی که خارج از عرف رایج تلویزیونی در قالب یک حرف یا شوخی مطرح میشود در شبکههای اجتماعی مورد توجه قرار میگیرند؛ حتی در بسیاری موارد کسی نمیداند که این قطعات مربوط به کدام برنامه یا کدام شبکه یا چه زمانی است.
این منتقد تصریح کرد: از آنجایی که الآن در دوره اوج اینگونه برنامهسازیها قرار داریم طبیعی است که شاهد تولیدات زیاد و با کیفیتهای بالا و پایین باشیم. همچنین آنچه در بیشتر این برنامهها به چشم میخورد شتاب در تولید است که به خاطر راحتی مجریان صحبتهایی مطرح میشود که بارها از سوی آنها در همان برنامهها بیان شده است. اینکه مجریان تمایل دارند سوالاتی بپرسند یا جوابهایی بشنوند که در فضای مجازی به اصطلاح وایرال شود نه به عنوان یک شوخی موردی بلکه به عنوان یک اصل در تولید لحاظ میشود چون در حال حاضر شاخص دیده شدن و محبوبیت یک برنامه تکثیر قطعات آن در فضای مجازی است.
وی افزود: به نظر میرسد از دید تهیهکنندگانِ این برنامهها، این حضور و تکثیر عامل اصلی جذب حامیان مالی است. بنابراین اساس برنامه را بر همین پایه بنا کردهاند؛ بدیهی است که این پایه در کنار شتابزدگی تولید این آثار را به تکرار و تمهیدات دم دستی میکشاند. تجربه نشان داده این شکل تولید به سرعت فروکش خواهد کرد و تولیدگران باید راههای جدیدی برای جذب مخاطب پیدا کنند. به عنوان مثال برنامههای امیرحسین قیاسی در سالهای گذشته او را به یک شخصیت جذاب تبدیل کرده بود اما او در برنامه جدیدش «بفرمایید جام» هیچ نوآوری ندارد و این برنامه تکرار موفقیتهای پیشین است. همچنین توجه زیاد تولیدکنندگان به آدمهای مشهور در فضای مجازی بدون در نظر گرفتن ارزش حضور آنها و اینکه آیا حرفی برای گفتن دارند یا خیر باعث میشود سطح برنامهها کاهش یابد. همچنین با توجه به تکثیر اینگونه برنامهها آوردن مهمان به دلیل بالا رفتن هزینه حضور آنها دشوارتر میشود؛ بنابراین تولیدکنندگان مجبور هستند کیفیت حضور را کاهش دهند و ملاک را در برخی موارد حتی به گونهای تنظیم کنند که مهمان برنامه نه تنها هزینهای دریافت نکند بلکه خودش به حامی مالی برنامه تبدیل شود و از برنامه برای جذب بیشتر دنبالکننده و درآمد بیشتر بعدی استفاده کند؛ در این بده بستان کیفیت برنامه است که نزول خواهد کرد.
این منتقد در پایان تأکید کرد: همچنین در این تولیدات مناسبتهای خاص بیشتر بهانهای هستند برای ساخت برنامه، و الزاماً به آن مناسبت خاص ارتباطی ندارند. چنین است که در کنار برنامههای جدی مربوط به رویدادی مثل جام جهانی که فردی چون عادل فردوسیپور تولید میکند شاهد برنامههای دیگری هستیم که به ویژه پس از خلاء تولید تقریباً یک ساله به دلیل وقوع جنگ اکنون فرصت یافتهاند که فقط تولید جدید داشته باشند و حتی اگر به بهانه جام جهانی ساخته میشوند الزاماً ارتباطی با فوتبال ندارند و فقط ساخته میشوند. به هر حال برنامهسازی در یک حوزه تخصصی مثل فوتبال به آدمهای تخصصی مانند نویسندگان یا کارشناسان مربوط به آن در اتاق فکر یا مجریگری آن برنامه نیاز دارند اما این برنامهها چون با یک تیم ثابت تولید میشوند نیازی به استفاده از کارشناس مثلاً فوتبال در خود احساس نمیکنند؛ به این معنا که اگر این مجموعه به مناسبت عید نوروز یا هفته صنایع دستی هم برنامهای بسازد، در آن همین مهمانان، همین شیوه سوال و جواب و همین شوخیها را شاهد هستیم.
۵۹۲۴۳












