فرارو- زندایا، بازیگر آمریکایی، اوایل همین ماه به دلیل استفاده از یک جفت دیسک طلای ۳ هزارساله ایرانی در مراسم فوتوکال فیلم «اودیسه» (The Odyssey) به کارگردانی کریستوفر نولان در لندن، با موجی از انتقادها روبهرو شد.
به گزارش فرارو به نقل از نشریه تخصصی هنر hyperallergic، این دیسکها که با طلای ۱۸ عیار و الماس روی گوشواره نصب شدهاند، اخیراً توسط جواهرساز گلن اسپایرو (Glenn Spiro) در قالب مجموعه «مواد جهان باستان» (Materials of the Old World) به گوشواره تبدیل شدند و سپس توسط خانه جواهرات بارون لندن (Barron London) خریداری شدند.
این شرکت اعلام کرد که این گوشوارهها بخشی از مجموعه خصوصی آن هستند و برای فروش عرضه نمیشوند. با این حال، منتقدان معتقدند که این آثار اساساً نباید روی فرش قرمز استفاده میشدند.
اسپایرو که از او به عنوان «کلکسیونری حریص» یاد شده و خود را شیفته اشیای خاص «فارغ از منشأ آنها» توصیف کرده است، درباره این مجموعه گفته بود: «میتوانید چیزی را به گردن بیندازید که هزاران سال قدمت دارد اما همچنان مدرن و جذاب به نظر برسد.»
یکی از نقدهای منتشرشده درباره این مجموعه نیز بهخوبی نگاه شرقگرایانه نهفته در چنین بازآفرینیهایی را توصیف میکند: «… تکههایی از امپراتوریهای فراموششده نه فقط به نمایش گذاشته میشوند، بلکه دوباره متولد میشوند.»
![]()
واکنشهای انتقادی در تیکتاک و اینستاگرام بلافاصله آغاز شد و نکته قابل توجه این بود که نخستین معترضان، باستانشناسان بودند، نه منتقدان مد. آنان تأکید کردند که نمایش این اشیا بهعنوان زیورآلات، به جای آثار باستانی در ویترین موزه، به تجاریسازی و کالاییکردن و همچنین نگاه اگزوتیک به آنها دامن میزند.
در پی این انتقادها، «آرشیو پزشکی قانونی ایران» (Forensic Archive of Iran) کارزاری را برای مطالبه شفافیت درباره منشأ این دیسکها راهاندازی کرد.
اما گوشوارههای زندایا تنها نمونهای وایرال از رویهای هستند که بازار هنر بهطور مداوم و تقریباً بدون هیچ پرسشی انجام میدهد: تبدیل اشیای باستانشناسی، مردمنگاری، تدفینی و دیگر آثار فرهنگی به زیورآلات، مبلمان و اشیای تزئینی، و فروش همین فرایند تغییر شکل بهعنوان ارزش افزوده.
این جفت دیسک ۳ هزارساله ایرانی که به زیورآلات فرش قرمز تبدیل شدهاند، نماد بازاری هستند که دهههاست بیسروصدا آثار باستانی را برای استفاده از اجزای آنها از هم جدا میکند. مهرههای رومی، مصری، فینیقی و اسلامی مرتباً در گردنبندها و دستبندهای مدرن دوباره مونتاژ میشوند. تکههای پارچههای باستانشناسی، قطعات جداشده از نقشبرجستههای معماری، کندهکاریهای مردمنگارانه، اشیای آیینی و مقدس و دیگر منابع محدود فرهنگی نیز بهطور معمول به کالاهای لوکس تزئینی تبدیل میشوند.
این نوع بازکاربری، هم از نظر مادی و هم از نظر معرفتشناختی، یکی از پایههای بازار جهانی هنر به شمار میرود. در این فرایند، هرگونه اطلاعات باستانشناسی که میتوانست به تاریخگذاری یا تفسیر اثر کمک کند، عملاً از بین میرود. برخلاف مرمت که هدفش حفظ اثر برای پژوهشهای آینده است، بازکاربری فرایندی برگشتناپذیر است، زیرا سوراخکاری، برش، نصب، رنگآمیزی و سوار کردن قطعات را نمیتوان به حالت اولیه بازگرداند.
بارون لندن این گوشوارهها را با عنوان «یک جفت پلاک مدالیونی طلای زیویه، متعلق به حدود هزاره اول پیش از میلاد در ایران» معرفی میکند. این توصیف آنها را به گنجینه زیویه مرتبط میداند؛ مجموعهای از اشیای طلا، نقره و عاج که گفته میشود در سال ۱۹۴۷ توسط روستاییان محلی در شمالغرب ایران (کردستان) کشف شد. این محوطه پیش از آغاز کاوشهای علمی غارت شد.
هرچند آثار منتسب به زیویه اکنون در بسیاری از موزهها نگهداری میشوند، اما برخی پژوهشگران درباره اینکه همه این اشیا واقعاً متعلق به یک کشف واحد باشند، تردید دارند؛ زیرا آثار از نظر سبک بسیار متنوعاند و تقریباً همگی از طریق دلالان عتیقه، نه حفاریهای مستند، وارد بازار شدهاند و در نتیجه منشأ دقیق آنها قابل ردیابی نیست.
زمانی که این تغییر شکل بهعنوان «هنر» و «استادی در ساخت» تبلیغ میشود، شیء باستانی عملاً زندگینامهای تازه پیدا میکند که از شخصی آغاز میشود که آن را بازطراحی کرده است؛ در نتیجه پرسشهای دشوار درباره منشأ واقعی مواد اولیه آن به حاشیه رانده میشود.
چهرههای شناختهشدهای در بازار هنر نیز به بهرهبرداری از این رویه متهم شدهاند. برای نمونه، گالری باراکات، فروشنده قدیمی آثار باستانی با شعبههایی در لندن و لسآنجلس، مجموعهای با عنوان «مجسمههای آفریقایی نقاشیشده» عرضه میکند که به ادعای این گالری، «شکاف میان کهنه و نو، سنتی و انتزاعی» را پر میکند. این مجموعه شامل پیکرههای کندهکاریشده متعلق به قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم است که به اقوام سونگیه، لوبا و متوکو در آفریقای مرکزی نسبت داده میشوند و فایز باراکات، عتیقهفروش و هنرمند، شخصاً آنها را رنگآمیزی کرده است.
این آثار مردمنگارانه که زمانی کارکرد آیینی و تاریخچه اجتماعی داشتند، اکنون در قالب آثار هنری جدید و با قیمتهایی که گفته میشود به صدها هزار دلار میرسد، فروخته میشوند.