همشهری آنلاین: روز گذشته، قطعه ۴۲ بهشت زهرا، میزبان قافلهای جدید بود؛ قافلهای از مردان و زنانی که بیسلاح بودند و بیادعا پر کشیدند تا در ملکوت، به پیشواز مقتدای شهیدشان بروند.
مراسم تشییع شهدای رمضان، بدرقه سربازان میدان نبرد نیست؛ وداع با پدران، مادران و کودکانی است که زندگیشان در یک لحظه، میان آوار خانههایشان متوقف شد. اینجا خاک، بوی بهشت میدهد. بوی باران و گلاب با داغی که بر دلها نشسته در هم آمیخته و حماسهای از اشک و غرور را رقم زده است.
در قطعه ۴۲، هر تابوت، سندی است از یک جنایت جنگی و هر مشت خاک، گواهی بر مقاومت و صبوری ملتی که بیدفاعترین شهروندانش را به بهشت بدرقه میکند. این شانهها که امروز تابوتها را به دوش میکشند، همان شانههایی هستند که زیر بار جنگ و تحریم خم نشدند و امروز استوارتر از همیشه، امانتداران فرزندان خود هستند. لنز دوربین در این میان، نه فقط راوی یک وداع تلخ، که شاهد یک میثاق بزرگ است؛ میثاق با خونهایی که مظلومانه بر زمین ریخت تا ایران، سرافراز و استوار باقی بماند.

امانت به دست نسل بعد سپرده میشود؛ تا راه شهید، پرچم به پرچم و سینه به سینه، در این خاک زنده بماند.

قطعه ۴۲، باغی که هر گلش، روایتی از یک زندگی است. اینجا قهرمانان در کنار هم آرمیدهاند تا خاک، معطر بماند.

اینجا گهوارهها و لالاییها به سوگ نشستهاند. مادران، صبورانه بذری از جنس غرور و مظلومیت را در دل خاک میکارند.

هنوز نگاهش بدرقه راه است. شهر در سایه تصویر رهبر شهیدش، فرزندان خود را به سوی قافلهسالارشان تشییع میکند.

سجده آخر بر خاک سرد؛ اینجا جهان به قدر یک مزار کوچک میشود و تمام ناگفتهها در سکوتی سنگین دفن میگردد.

در آغوش هم، سنگینی جنگ را به دوش میکشند. اینجا کودکی، در کنار خانه ابدی عزیزشان، معنای تازهای پیدا میکند.

پرچم بر دست و آینده در آغوش. پدران به فرزندان خود میآموزند که ریشه این خاک، با خون بهترینهایش آبیاری شده است.

اولین لمس، آخرین وداع. پدر به فرزندش میآموزد که این سنگ سرد، خانه گرم قهرمانی است که تا ابد زنده خواهد ماند.

آخرین لمسها بر پیکری که با پرچم وطن متبرک شده است. هر دستی، قصهای از دلتنگی و وداعی ابدی را روایت میکند.

در سکوت پس از هیاهو، این دستها هستند که مزار را با گلاب و اشک، برای میزبانی ابدی از عزیزشان آماده میکنند.












