به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، این روزها، برگزاری چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر، فضایی به وجود آورده که موافقان و مخالفان تحریم رویدادهای هنری، درباره این موضوع اظهار نظر کنند. اظهارنظرهایی که گاه از دایره منطق و ادب خارج شده و رنگ خشونت میگیرند.
از منظر اول، معمولا فوتبال و سینما، را با هم مقایسه میکنند. دو پدیده جذاب و محبوب، که وحدت و همدلی اجتماعی به وجود میآورند و اعضای جامعه را با وجود تفاوتها کنار هم مینشانند. فوتبال و سینما، پیوندهای مشابه و کارکردهایی یکسان دارند، تاثیر اجتماعی هر دو قویست و در سالهای اخیر به هر دو حمله شده، ستارههای فوتبال و سینما، معمولا زیر فشارند تا در التهابات سیاسی موضعگیری کنند. این فشار اجتماعی، باعث شده مفهوم «تیم ملی» و «سینمای ملی» تهدید شود.
این روزها مسابقات فوتبال تحت تاثیر شرایط بدون تماشاگر برگزار میشود، اما این محدودیت خوشبختانه گریبانگیر سینما نشده است و نه تنها سینما تنها رها نشده، بلکه با برگزاری جشنواره فیلم فجر و حضور مخاطبان در سالن، جایگاه سینما برای چندمین بار روشن میشود؛ اینکه سینما حاصل واکنش نیست، بلکه خود کنش است. این روزها پس از آرامش نسبی، سالنهای سینما به فعالیت ادامه میدهد و چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر هم طبق سنت برگزار میشود. این تمهید، توجه ویژه به حوزه فرهنگ و هنر، نقش سینما به عنوان تفریحی برای همه اقشار به ویژه جوانان، هوشمندانه است.
فاصله انداختن میان مردم و زندگی، این فرصت را از آنها میگیرد که فارغ از فشارها بیندیشند و به زندگی عادی برگردند. به نظر میرسد تئاتر، سینما و موسیقی این روزها، بیش از گذشته میتوانند عامل همدلی و پیوند مردم ایران باشند. مردمی که در سوگ و شادی کنار هم هستند و نباید آنها را تقسیمبندی کرد.
منظر دوم، برگزاری چهل و چهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، پس از روزهای اعتراض و درگیری در تهران و بعضی شهرهای بزرگ، قطعا بدون حاشیه نبود. آنان که از تاثیر رخدادهای اجتماعی بر فضاهای هنری، فرهنگی و ورزشی آگاهند، انتظار داشتند که مهمترین رویداد سینمایی سال، تحت تاثیر این فضا قرار بگیرد. با شروع جشنواره، این غیبت بازیگران و بعضی عوامل فیلمها نبود که توجه برمیانگیخت. موضع گیریها و برخوردهای موافقان و مخالفان با «تحریم» جشنواره بود که فیلمها و رویدادهای مربوط به جشنواره را تحت تاثیر قرار میداد.
در میان اظهارنظرها، صحبتهای الناز ملک بازیگر جوان فیلم منوچهر هادی (خیابان جمهوری) را می توان به پای کم تجربگی این بازیگر نوشت. اگرچه ملک کوشید حضورش را محصول حمایت از سینمای اجتماعی و نقش زنان مستقل بداند اما لحن و بیانش، همدلی برانگیز نبود. نکته مهم دیگر اشاره به کارنامه بازیگری خود و انتخاب نقش زن مستقل بود. الناز ملک با «زخم کاری» به شهرت رسید که در این سریال، نقش دختری را بازی میکرد که با نیرنگ و دسیسه میخواهد خاستگاه اجتماعی و طبقاتی خود را تغییر دهد و به ثروت برسد. ادعای حمایت از زنان مستقل، و ادای احترام به آنها گزاف و حاشیهساز بود.
الناز ملک میتوانست در سالن رسانه حاضر شود و سکوت کند، اما بیماری موضعگیری، او را به حاشیه کشید.
از محمدحسین مهدویان، انتظار میرفت که تندتر از ملک موضعگیری کند. اما حدس آنکه در جواب سوال خبرنگار، از کوره در رود و تند پیش برود، آسان نبود. مهدویان پس از اکران «نیم شب» از تمام تریبونهای موجود استفاده کرد تا علیه تحریمکنندگان صحبت کند. در مقابل مهدی یزدانی خرم، فیلمنامهنویس، نویسنده و منتقد ادبی، کمتر خود را درگیر حاشیه کرد و با آرامش نشست را ترک کرد.
از میان فیلمسازان جوان برخورد یوسف حاتمیکیا درستتر بود، او که با فیلم خوب «اسکورت» به جشنواره آمده، متین و خوددار رفتار کرد و در دام موضعگیریها نیفتاد. محمدرضا شریفینیا بازیگر «کافه سلطان» هم با موضعگیری ملایم، هم از بازیگران سینما دفاع کرد، هم نخواست تند و پرخاشگر برخورد کند و خط و نشان بکشد. شاید این گونه رویکردهای آرام و فارغ از جنجال بتواند فضای حاکم بر جشنواره را به آرامش نسبی برساند. جشنواره به روزهای پایانی خود نزدیک میشود، نفس برگزاری آن در این روزهای سخت، یک امتیاز برای سازمان سینمایی و گروه برگزاری است، میشود با مدیریت فضا، این دیدگاه را که رویدادهای هنری و فرهنگی، متعلق به مردم ایرانند و نباید آنها را تعطیل کرد، نشر داد.
5959













