عواملی که صهیونیست‌ها را از جنگ با ایران پشیمان می‌کند

خبرگزاری تسنیم یکشنبه 07 تیر 1405 - 12:32
الجزیره با اشاره به ابعاد پیروزی ایران، به بررسی این موضوع که چرا صهیونیست‌ها از جنگ پشیمانند، پرداخت.

به گزارش گروه بین‌الملل خبرگزاری تسنیم، شبکه الجزیره در تحلیل جدید خود از نتایج جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران، در مقاله‌ای تحت عنوان «اسرائیلی‌ها می‌گویند اگر می‌توانستیم زمان را به عقب برگردانیم، وارد جنگ با ایران نمی‌شدیم»، نوشت: اکنون که متن رسمی تفاهم‌نامه تهران و واشنگتن در دست ماست و امضای روسای جمهور ایران و آمریکا را دارد، ارزیابی نتایج این جنگ و موازنه قدرت حاصل شده از آن بر اساس سود و زیان و پایان دادن به بحث در مورد اینکه چه کسی برده و چه کسی باخته، چه کسی پیروز شده و چه کسی شکست خورده، امکان‌پذیر شده است.

در حالی که این توافق به تفاهمات اولیه محدود شده و راه را برای مذاکرات دشوارتر و پیچیده‌تر در مورد مهمترین مسائل در مناقشه ایران و آمریکا هموار می‌کند و قرار است این مذاکرات ظرف 60 روز با امکان تمدید برگزار شود، تلاش داریم فراتر از بررسی تک تک جزئیات و بندهای تفاهم‌نامه مذکور، تصویر منطقه و موازنه‌های قدرت در مرحله پسا جنگ را پیش بینی کنیم.

ارزیابی مرحله بعدی منطقه پس از این جنگ به ویژه با توجه به ژست‌های غرورآمیزی که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم اشغالگر مرتباً از خود نشان می‌داد و درباره «خاورمیانه جدید» و تاسیس «اسرائیل بزرگ» حرف می‌زد، اهمیت دارد.

تحمیل شرایط ایران و نابودی رویاهای صهیونیست‌ها در جنگ

رژیم صهیونیستی که در غرور و استکبار خود غرق و کور شده بود، اکنون در شرایطی قرار گرفته که می‌بیند برتری آن تنها به یادگاری از گذشته تبدیل شده و امروز عملاً دیگر وجود ندارد. اسرائیل از این جنگ با کمترین دستاورد بیرون آمد و همانگونه که خود صهیونیست‌ها اذعان می‌کنند، همه رویاهایش فرو ریخت.

در این میان هم در بین حامیان توافق ایران و آمریکا و هم در میان مخالفان آن در واشنگتن و تل‌آویو، تقریباً اجماع نظر وجود دارد که این تفاهم‌نامه اکثر خواسته‌ها و شرایط ایران را که مرتباً در میز مذاکره مطرح و از طریق واسطه‌ها منتقل کرده بود برآورده می‌کند؛ به طوری که تیم مذاکره کننده ایرانی از همان ابتدا در تحمیل روش خود به همتای آمریکایی‌اش موفق بود و توانست مسائل فوری را از مسائل بحث برانگیزتر جدا و برخلاف خواسته‌های دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مذاکرات را به دو مرحله تقسیم کند.

تثبیت معادله وحدت عرصه‌های مقاومت توسط ایران

ایران همچنین توانست حل نهایی دو مسئله مهم برای آمریکا، یعنی تنگه هرمز و برنامه هسته‌ای را به مرحله دوم منتقل کند. مهمتر از همه اینکه این توافق بر اساس رویکرد گام به گام بود؛ به این معنی که ایران خودش را به میدان آزمایش تبدیل نکرد. ایران همچنین در چارچوب نظریه وحدت عرصه‌های مقاومت، موفق شد جبهه لبنان را به جبهه ایران ربط دهد و در بند اول تفاهم‌نامه که به توقف جنگ، خودداری از بازگشت به جنگ و توقف کامل آن بعد از اتمام مرحله دوم مذاکرات می‌پردازد، سه بار از لبنان نام برده است.

تیم مذاکره کننده ایرانی در واکنش به خواسته‌ها و جاه طلبی‌های بیش از حد رژیم صهیونیستی در مورد مناطق امنیتی و مناطق زرد در جنوب لبنان، قاطعانه از حاکمیت و تمامیت ارضی لبنان سخن گفت و حتی با وجود مذاکرات مستقیم اسرائیل و دولت لبنان و توافقی که میان آنها منعقد شد، هیچکس نمی‌تواند این واقعیت را انکار کند که توافق اسلام آباد چیزی بود که آتش بس را به اسرائیل در لبنان تحمیل کرد و تل آویو نمی‌تواند مسیر مذاکرات ایران و آمریکا را از مذاکرات دولت لبنان با اسرائیل جدا کند.

اما مهم‌ترین دستاورد تیم مذاکره کننده ایرانی، وادار کردن آمریکا به، به رسمیت شناختن حق ایران برای داشتن یک برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز و غیرنظامی بود که اجازه می‌دهد اورانیوم غنی شده در خاک ایران باقی بماند و با همکاری آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، فرآوری شود. این در حالی است که دولت ترامپ پیشتر بر غنی‌سازی صفر اورانیوم، تسلیم ذخایر اورانیوم به ایالات متحده به شکل داوطلبانه یا با زور و نابودی همه زیرساخت‌های هسته‌ای ایران تاکید داشت.

از طرف دیگر، آنچه که در این تفاهم‌نامه حذف شده و آنچه که در ذهن همه باقی مانده، این است که هیچ اشاره‌ای به برنامه موشکی ایران نشده است و ترامپ که پیشتر بر محدود کردن برنامه موشکی ایران تاکید داشت، در حاشیه اجلاس گروه 7 گفت: با توجه به اینکه کشورهای همسایه ایران برنامه موشکی دارند این کشور هم حق دارد که برنامه موشکی خود را حفظ کند.

در مورد گروه‌های مقاومت در منطقه که آمریکا آنها را «نیروهای نیابتی ایران و گروه‌های تروریستی» تلقی می‌کرد، در توافق مذکور از آنها به عنوان متحدان ایران یاد شده که از حمایت توافقنامه مربوط به پایان جنگ برخوردار هستند و به عبارت دیگر، حمایت ایران از این گروه‌ها ادامه می‌یابد.

دستاوردهای اقتصادی ایران در توافق

تیم مذاکره کننده ایرانی همچنین از ایالات متحده تضمین گرفت که تحریم‌های صادرات نفت و پتروشیمی به طور موقت برداشته شود و اقدامات لازم برای فروش نفت ایران انجام بگیرد و این اقدام موقت با پیشرفت مذاکرات و انجام تعهدات تهران دائمی خواهد شد. این تیم همچنین توانست بخشی از دارایی‌های مسدود شده ایران ر ا آزاد و راه را برای آزادسازی تدریجی همه دارایی‌ها هموار کند.

مهمتر از همه اینکه، برخلاف خواست آمریکا، قرار است وجوه آزاد شده ایران توسط بانک مرکزی این کشور و به صلاحدید دولت ایران مورد استفاده قرار بگیرد. همه این‌ها علاوه بر ایجاد صندوق 300 میلیارد دلاری برای بازسازی ویرانی‌ها در ایران است که تهران قبلاً آن را به عنوان غرامت تعیین کرده بود.

اسرائیل اگر نتیجه جنگ را می‌دانست آن را شروع نمی‌کرد

اما شاید چیزی که واشنگتن در این مذاکرات به دست آورد، بسیار تعجب آور و حتی مضحک باشد؛ زیرا آمریکا چیزی را به دست آورد که قبل از جنگ هم داشت. قبل از آغاز این جنگ تنگه هرمز کاملاً باز بود و تردد بدون محدودیت و پرداخت هزینه صورت می‌گرفت و البته ایران تاکید کرده که این شرایط هرگز باز نخواهد گشت.

از طرف دیگر، تیم مذاکره کننده ایرانی در مذاکرات مسقط و ژنو قبل از این جنگ تضمین‌های قابل توجهی در مورد ماهیت صلح‌آمیز و غیرنظامی برنامه هسته‌ای خود ارائه داده بود.

این وضعیت، محافل و مقامات ارشد صهیونیست را بر آن داشت که بگویند اگر می‌دانستیم نتایج جنگ اینگونه خواهد شد، از همان ابتدا زحمت شروع آن را به خود نمی‌دادیم.

امروز هم در واشنگتن بحثی آغاز شده که یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا را بر مبنای سود و زیان می‌سنجند و آن را در محاسبات سیاست داخلی و پیچیدگی‌های آن لحاظ می‌کنند و این روند به زودی تشدید خواهد شد.

چرا آمریکا و اسرائیل جنگ با ایران را باختند؟

اما نتیجه‌ مشترکی که هم موافقان و هم مخالفان توافق ایران و آمریکا حاصل می‌کنند، این است که واشنگتن و به ویژه تل آویو این دور از جنگ را باختند؛ زیرا نه توانستند نظام ایران را سرنگون کنند و نه مردم این کشور را وادار به آشوب کردند. همچنین شرط‌بندی ترامپ روی تعیین رهبری جدید برای ایران که چند بار به آن اشاره کرده بود، شکست خورد.

به عبارت دیگر، آمریکا و اسرائیل این دور جنگ را باختند؛ زیرا نتوانستند به سه هدف اصلی اعلام شده خود برسند، یعنی تغییر نظام ایران، نابودی برنامه موشکی و هسته‌ای این کشور و انحلال گروه‌های متحد ایران در منطقه.

آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها این دور جنگ را باختند؛ زیرا اکثریت قاطع صهیونیست‌ها معتقدند که این رژیم ضعیف‌تر، منزوی‌تر و طرد شده‌تر از قبل شده و روابط آن با واشنگتن هم تحت تاثیر قرار گرفته است؛ در حالی که ایران با وجود از دست دادن تعداد زیادی از مقامات ارشد سیاسی، نظامی و علمی خود و با وجود خسارات زیادی که در این جنگ متحمل شد، قوی‌تر ظاهر گشت و در بازی ریسک پذیری و استقامت پیروز شد و با مهارت خود، جنگی نامتقارن به راه انداخت و با قدرتی حتی بیشتر از آمریکا در مذاکرات پیچیده شرکت کرد.

البته این بدان معنا نیست که جنگ برای همیشه تمام شده، زیرا موانع و مشکلات در مسیر مذاکرات 60 روزه هنوز باقیست و طرف‌هایی که از این تفاهم‌نامه آسیب زیادی دیده‌اند، موانع بیشتری ایجاد خواهند کرد؛ به ویژه رژیم صهیونیستی که بیشتر و سخت‌تر از همیشه برای نجات خودش دست و پا می‌زند و لابی‌های خود را در آمریکا برای تضعیف این توافق بسیج کرده است.

چشم‌انداز منطقه در مرحله پساجنگ

در اینجا همچنین لازم است به وضعیت کشورهای عربی متحد آمریکا در منطقه نیز بپردازیم. واشنگتن بعد از عدم ارائه چتر حفاظتی و بازدارنده در برابر حملات ایران به کشورهای عربی که میزبان پایگاه‌های آمریکا هستند، اعتماد بسیاری از متحدان عرب خود را از دست داد و ایران همچنان به عنوان یک بازیگر اصلی در منطقه باقی خواهد ماند و در مقابل، نفوذ آمریکا در غرب آسیا با ورود بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی دیگر کاهش خواهد یافت.

در این میان همچنین مشخص شد که اسرائیل از یک متحد بالقوه به یک تهدید پنهان بازنده برای کشورهای عربی به ویژه سازشکاران تبدیل شده است؛ جایی که بعد از حمله تروریستی این رژیم به دوحه برای ترور رهبران حماس در سال گذشته و سپس تلاش آن برای کشاندن کشورهای خلیج فارس به جنگی که متعلق به آنها نیست و تحمیل خسارات سنگین به این کشورها، این رویکرد در میان اعراب تقویت شده که آنها قربانی سیاست‌ها و منافع اسرائیل در منطقه شده‌اند.

بر این اساس، روابط ایران و کشورهای خلیج فارس ابعاد جدیدی به خود می‌گیرد و با وجود تنش‌هایی که در این جنگ میان آنها ایجاد شد، آنها باید متوجه شوند که بیشتر از قبل به یکدیگر نیاز دارند و زمان آن فرا رسیده که نوع متفاوتی از روابط میان آنها برقرار شود.

از سوی دیگر، کشورهای خلیج فارس که متحمل خسارات زیادی شده‌اند، احساس نیاز فزاینده‌ای به ایجاد یک سیستم امنیتی و همکاری منطقه‌ای دارند که شامل توسعه اتحادهای پنج گانه می‌شود که در جلوگیری از وقوع جنگ و متوقف کردن آن فعال باشد. این امر به ویژه بعد از آنکه پاکستان، ترکیه، مصر، قطر و عربستان سعودی ضرورت نیاز خود را در مهار و حل مناقشات منطقه نشان دادند، صادق است.

نتیجه‌ای که در نهایت می‌توانیم به آن برسیم این است که منطقه غرب آسیا امروز آماده ورود به مرحله جدیدی است؛ مرحله‌ای که با این درک مشخص می‌شود که تنها ملت‌های خود این منطقه قادر به حفظ امنیت و ثبات تضمین رفاه و احیای حقوق خود از جمله در فلسطین هستند.

در واقع آنچه که طی سه ماه گذشته رخ داده، صرفاً پژواکی از واقعه تاریخی در 7 اکتبر 2023 بود و بار دیگر ثابت کرد که بدون حل مسئله فلسطین و امنیت برای فلسطینی‌ها، هیچ امنیت یا ثباتی در منطقه برای هیچکس وجود نخواهد داشت.

انتهای پیام/

 

منبع خبر "خبرگزاری تسنیم" است و موتور جستجوگر خبر تیترآنلاین در قبال محتوای آن هیچ مسئولیتی ندارد. (ادامه)
با استناد به ماده ۷۴ قانون تجارت الکترونیک مصوب ۱۳۸۲/۱۰/۱۷ مجلس شورای اسلامی و با عنایت به اینکه سایت تیترآنلاین مصداق بستر مبادلات الکترونیکی متنی، صوتی و تصویری است، مسئولیت نقض حقوق تصریح شده مولفان از قبیل تکثیر، اجرا و توزیع و یا هرگونه محتوای خلاف قوانین کشور ایران بر عهده منبع خبر و کاربران است.