
گروه مسکنوشهری: خانههایی که دولتها با اسامی مختلف آنها را تحت عنوان طرحهای تولید مسکن ارزان تعریف میکنند، به جای آنکه سر وعده «تحویل» پیشخریداران شود مدام به «میراث» دولتمردان تبدیل میشود؛ «جعبهسیاه» این حادثه در طرح «مسکنملی» اکنون باز شده و مشخص میکند «3 عامل» در انحراف مسیر پروژههای دولتی مسکنسازی از یک دولت به دولت دیگر نقش دارد.
هم در طرح مسکنمهر و هم در طرح مسکنملی اثبات شد «دولت نمیتواند نقش کارفرمای ساختمانی را بازی کند» چون ساختوساز و تعریف پروژه ساختمانی، یک مهارت به حساب میآید که بخشخصوصی با «هزینه کم در زمان کوتاه» قادر به انجام آن است. طرح «مسکنمهر» بعد از 19سال هنوز در شهرهای جدید بسته نشده است؛ بهطوریکه 26هزار واحدمسکونی ناتمام روی زمینهای 99ساله در این شهرها به 21هزارمیلیارد تومان «پول نقد دولت» برای تکمیل و قابلسکونت شدن، نیاز دارد. پیشخریداران این واحدها سالها پیش، با پرداخت کامل آوردهنقدیشان، حتی مکلف به دریافت «کارت قسط» از بانک پرداختکننده وامهای مسکنمهر شدند و اکنون بابت خانهای که ندارند، قسط بانکی میپردازند.
میراثیشدن مسکنمهر، عملا دست دولتهایی را که این پرونده روی دوش آنها گذاشته شده، برای «دریافت بیشتر آوردهنقدی» از پیشخریداران بسته است و این باعث شده از بودجه دولتی برای مسکن شخصی هزینه شود. زمانی که طرح «مسکنمهر» تعریف شد، قرار بود واحدها با قیمت تمامشده حدود 40 تا 50میلیون تومان، تحویل مردم شود درحالیکه امروز، فقط «قیمت تکمیل» آنهایی که هنوز تحویل نشده، 800میلیون تومان است که با مجموع آنچه در این سالها با دریافت پول از پیشخریداران و تسهیلات بانکی هزینه شده، به بیشاز یکمیلیارد تومان میرسد. این یعنی، خانه دولتیساز به قیمت 20برابر گرانتر از وعده دولتها.
بستهشدن پرونده طرح مسکنسازی دولتی دهه80 درهالهای از ابهام قرار دارد؛ چون دولتهایی که این پرونده را تحویل گرفتند، خودشان طرحهای دیگری از همین جنس را شروع کردند که با توجه به محدودیتهای اعتباری دولتها در سالهای اخیر، امکان تکمیل سریع وجود نداشته است. بعداز طرح «مسکنمهر»، حدود 7سال پیش طرح مسکنملی شروع شد؛ بهطوریکه در 19شهر جدید، حدود 142هزار واحدمسکونی دولتیساز روی زمینهای 99ساله در حال ساخت است؛ اما در این سالها، متوسط 2 هزار و 500واحد مسکونی تحویل ثبتنامکنندهها شد. طی این 7سال متوسط پیشرفتفیزیکی پروژههای مسکنسازی روی زمینهای 99ساله، 41درصد بوده است. با این حال 30درصد از کل واحدهایی که در این مدت تحویل داده شد، ظرف 2سال اخیر تکمیل شده است.
عامل دوم انحراف طرحهای مسکنسازی دولتی، «جاخالی دستگاههای تامینکننده خدمات سکونتی» در زمینهای 99ساله است. زمین 99ساله، آن بخش از زمینهای شهری هستند که از سال86 به بعد، «محل ساختوسازهای سفارش دولت برای خانهندارها» قرار گرفت. این زمینها، کاملا «خام» است به این معنا که «آب و برق و گاز» و سایر «سرانههای شهری» را ندارند و پیشاز هر نوع ساختوساز باید ابتدا عملیات «آمادهسازی» روی آنها صورت بگیرد. در حال حاضر 3000 واحد مسکونی از طرح مسکنملی در یک شهر جدید اطراف پایتخت، تکمیل شده و آماده واگذاری به پیشخریداران است؛ اما «آبوبرق» ندارد.
دستگاههای دولتی مسوول خدمات سکونتی، سالها قبلاز این بارگذاریهای مسکونی، با امضای وزرای مربوطه در مصوبات شورای عالی شهرسازی، تعهد میدهند در زمینهای مصوب برای توسعه مسکونی شهرها «خدمات مورد نیاز» را تامین کنند. اما تجربههای تلخ حادثشده در طرح مسکنمهر که باعث تاخیر چندساله در تحویل واحدها ناشی از نبود منابع آب و تاسیسات برق در پرند و پردیس و دیگر شهرهای جدید شد، اکنون نیز در حال تکرار است.
بررسیهای «دنیایاقتصاد» از درون «جعبهسیاه» حادثه انحراف مسکنملی از تحویل به موقع به مسیر میراثیشدن طرح نشان میدهد، وعده «پرداخت 80درصد» هزینه ساخت مسکنارزان دولتی تاکنون «توخالی» بوده است. برخلاف پروژههای مسکنمهر که مردم فقط با پرداخت 30درصد «قیمت تمامشده» واحدها در قالب آوردهنقدی خود، توانستند واحدها را تحویل بگیرند، در حال حاضر در مسکنملی مربوط به شهرهای جدید، این قضیه کاملا وارونه است؛ بهطوریکه مردم تا الان در این پروژهها 2.3برابر تسهیلات بانکی، «پرداخت نقدی» داشتهاند. بانکها به دلایل مختلف از جمله مقاومت در پرداخت «تسهیلات تکلیفی» بهخاطر ناترازتر شدن وضعیت بانک، نتوانستهاند وعده تامین مالی ساخت مسکندولتی را محقق کنند. یک آمار دیگر که این وعده روی زمینمانده را تایید میکند، نامعادله تعداد پروژههای در حال ساخت با تعداد پروژههای دارای قرارداد مشارکت مدنی در بانکها است.
تا الان روی زمینهای 99ساله شهرهای جدید، ساخت 109 هزار واحد مسکونی از مرحله «دریافت اولین قسط وام ساخت» عبور کرده است؛ اما فقط 76هزار فقره قرارداد مشارکتمدنی برای این پروژهها در بانکها منعقد شده است. این یعنی، یک ابرخشکسالی تسهیلاتی روی زمینهای 99ساله. خطری که در حال حاضر یکپنجم از کل طرح «مسکنملی» میراث دولت قبل را تهدید میکند، به «تبعات» ادامه جاخالی دستگاههای مختلف در تامین اسبابولوازم مورد نیاز ساخت این خانهها مربوط است. از آنجا که تورم تولید مسکن به سالی نزدیک به 100درصد رسیده، هر سال تاخیر در ساخت و تحویل واحدهای مسکونی روی زمینهای 99ساله که تعدادشان در شهرهای جدید حدود 25درصد کل واحدهای این طرح است، «قیمت تمامشده» کلید این خانهها را دوبرابر خواهد کرد.