طبق گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، در سناریوی واقعبینانه تابستان ۱۴۰۵ ناترازی پیک حدود ۱۳.۶ هزار مگاوات خواهد بود و برخی برآوردها آن را ۱۵ تا ۲۲ هزار مگاوات تخمین میزنند. این شکاف در افق ۱۴۱۰ میتواند به ۳۲ تا ۶۱هزار مگاوات برسد، اگر روند فعلی ادامه یابد. در این میان، صنعت بیمه میتواند بهعنوان یکی از حلقههای کلیدی معماری مالی پروژهها عمل کند و با کاهش ریسکهای قابل بیمهگری، هزینه سرمایه (WACC) را پایین بیاورد و جریان سرمایه به سمت پروژههای جدید، نوسازی و بهویژه انرژیهای تجدیدپذیر را تسهیل کند.
۱. ساختار قیمتگذاری دستوری و تاخیرهای طولانی در تسویهحسابها
ریسک درآمدی قراردادهای خرید برق (PPA) را بهشدت افزایش داده است. فاصله میان قیمت فروش و هزینه واقعی تولید، همراه با عدمقطعیت در قراردادها، ریسک درآمدی پروژهها را افزایش میدهد و خود را در افزایش نرخ تنزیل و در نهایت افزایش هزینه سرمایه (WACC) نشان میدهد.
۲. فرسودگی زیرساخت
راندمان نیروگاههای سیکل ترکیبی کشور در محدوده ۴۲ تا ۴۵ درصد (در مقابل ۵۵ تا ۶۲ درصد استاندارد جهانی)، تلفات شبکه حدود10 تا ۱۲ درصد و خروج مداوم واحدهای قدیمی که بهرهوری کل سیستم را کاهش میدهد.
۳. عقبماندگی انرژیهای تجدیدپذیر
با وجود رشد اخیر، سهم آن در تامین برق در ساعات اوج مصرف هنوز پایین است و فاصله معناداری با پتانسیل عظیم کشور دارد.
۴. ریسکپذیری بالا و ناکارآمدی در قیمتگذاری ریسک
مهمترین مانع ورود سرمایه خصوصی است. در ادبیات مالی پروژه، سرمایهگذاران بر اساس بازده تعدیلشده با ریسک تصمیمگیری میکنند و وقتی ریسکها بهدرستی قیمتگذاری نشود، پروژههای دارای توجیه فنی در مرحله تامین مالی متوقف میشوند.
صنعت بیمه نمیتواند ناترازی را بهتنهایی حل کند، اما یکی از مهمترین تسهیلگرهای آن است. مکانیسم اصلی آن، تبدیل ریسکهای نامشخص به هزینههای قابل اندازهگیری در مدلهای مالی پروژه است.
۱. کاهش ریسک نکول پروژه برای بانکها از طریق پوشش ریسکهای فیزیکی و عملیاتی.
۲. افزایش قابلیت پیشبینی جریان نقدی با حذف عدمقطعیتهای غیرمترقبه.
۳. بهبود رتبه اعتباری پروژه و کاهش اسپرد تامین مالی.
در نتیجه، هزینه تامین مالی کاهش یافته و WACC پروژه بهطور غیرمستقیم پایین میآید.
نکته کلیدی این است که بیمه سرمایه تزریق نمیکند، بلکه قیمت ریسک سرمایه را اصلاح میکند و پروژهها را جذابتر میسازد.
در صنعت بیمه ایران، پوششهای تخصصی زیر میتوانند نقش کلیدی در مدیریت ریسک پروژههای نیروگاهی ایفا کنند:
• بیمه تمامخطر نصب و ساخت (CAR/EAR) در دوره احداث.
• بیمه شکست ماشینآلات (MB) در دوره بهرهبرداری؛ پوشش خرابی تجهیزات اصلی نیروگاه.
• بیمه تجهیزات الکترونیکی (EE) در دوره بهرهبرداری.
• پوشش تاخیر در اجرا و راهاندازی پروژه (DSU) در دوره احداث؛ جبران هزینههای مالی ناشی از تاخیر در بهرهبرداری.
• بیمه عدم نفع در بهرهبرداری (BI)؛ جبران کاهش درآمد ناشی از توقف تولید.
این ابزارها ریسکهای فنی و اجرایی را از حالت نامطمئن به ساختار مالی قابل پیشبینی تبدیل میکنند.
توجه: بخش مهمی از ریسک پروژههای انرژی در ایران ماهیت نهادی و سیاسی دارد. ریسکهای سیاسی، تغییرات تعرفهای و ناپایداری مقررات معمولا خارج از پوشش بیمههای مهندسی هستند و تنها از طریق بیمههای تخصصی ریسک سیاسی یا تضمینهای دولتی قابل مدیریت هستند.
تجربه شرکتهایی مانند Munich Re، Swiss Re و Aon و همچنین تجربه موفق هند نشان میدهد که توسعه انرژیهای تجدیدپذیر صرفا حاصل فناوری نیست، بلکه نتیجه یک معماری مالی ـ ریسکی شامل قراردادهای خرید برق بلندمدت (PPA)، تضمینهای نهادی و ابزارهای بیمهای است. در این ساختار، ریسک میان دولت، بازار و بیمهگران توزیع میشود و هزینه سرمایه کاهش مییابد.
* کارشناس بیمه